مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
25
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
علامهء مجاهد ، شيخ محمد حسين كاشف الغطا قدس سره نيز در كتاب « جنة المأوى » در پاسخ به پرسشى كه در اين باره از وى شده همين ديدگاه را ابراز كرده است . « 1 » اما عالمان ديگر ، ديدگاههايى جز نظريهء « تكليف خاص » دارند ؛ زيرا اينان قيام امام حسين عليه السلام را بر مبناى انطباقش بر موازين كلى شرعى تفسير كردهاند . براى مثال محقق ثانى مىگويد : دربارهء قيام امام حسين عليه السلام ، ما نمىدانيم كه آيا مصلحت در صلح و ترك قيام بود [ يا نه ] ؟ شايد آن حضرت مىدانست كه اگر با يزيد ملعون صلح كند ، به پيمان خويش وفا نمىكند ؛ يا اين كه جبهه حق چنان ناتوان مىشود كه كار بر مردم مشتبه مىگردد . گذشته از اين ، يزيد به خلاف پدرش ، معاويه ، كه اهل مدارا و تظاهر به اسلام بود ، فردى بى بند و بار بود و با شعاير دينى آشكارا مخالفت مىورزيد . هيچ بعيد نيست كه امام عليه السلام در برابر چنين كسى جهاد را واجب ببيند ، هر چند بداند كه به شهادت خواهد رسيد . « 2 » از ديگر عالمانى كه با نظريه « تكليف خاص » به مخالفت برخاستهاند ، امام خمينى قدس سره است كه در نظريه فقهىاش ، اولويّت مصالح عاليهء اسلام را مبنا قرار داده است ؛ به اين معنا كه برخى مصالح عاليه اسلامى از چنان اهميتى برخوردار است كه قواعد ديگر همچون قاعده عسر و حرج و قاعده لا ضرر نمىتواند با آنها معارضه و مخالفت كند ؛ و برخى موارد معروف يا منكر ، و به تبع آن ، دفع منكرى بزرگ چون حكومت يزيد ، يا برپا داشتن معروفى چون استوار ساختن مبانى حكومت اسلامى ، از بارزترين اين مصداقها مىباشند . ايشان در اين باره مىفرمايد : « اگر معروف و منكر از امورى باشد كه شارع مقدس به آن اهميّت مىدهد ، مانند حفظ جان يك قبيلهء مسلمان ، يا هتك نواميسشان ، يا محو آثار اسلام و محو دليل آن كه موجب گمراهى مسلمانان گردد ؛ يا از بين بردن برخى شعاير اسلامى ، مانند بيتالله الحرام ، به طورى كه آثار و محل آن محو گردد ؛ و مانند اينها ، ناچار بايد آن اهميت در نظر گرفته شود . مطلق ضرر ولو جانى با سختى [ كار ] موجب رفع تكليف نيست . بنابراين چنانچه اقامهء حجتهاى اسلامى كه موجب از ميان رفتن گمراهى مىشود ، بر بذل جان يا
--> ( 1 ) - جنة المأوى ، ص 224 - 225 و 227 . ( 2 ) - جامع المقاصد فى شرح القواعد ، ج 3 ، ص 467 .